|
دارم از چشمان تو تصویر سازی می کنم همه می گویند بزرگ شو! بزرگ ها را دیدم ... می خواهم بچه بمانم .
| ||
|
چند وقتی است که از غول آباد مهاجرت کرده است ...چون هیچ کس
اورا درک نمی کند ... می دانید چرا ؟ آخر او هیچ چیزش به غولها نرفته است ... نه
قیافه اش ترسناک است ، نه حرف زدن اش و از همه بدتر او یک غول احساساتی و رمانتیک
است !
اسمش را گذاشته اند " عشغولانه " ! و او اصلن عین خیالش هم نیست که باید مثل غول های دیگر خشن و ترسناک باشد ! تازه چند وقتی است که رژیم گرفته و دیگر لب به گوشت آدمیزاد نمی زند ... چشمش به خون آدمیزاد که هیچ به خود آدمیزاد هم که بیافتد ؛ بدنش کهیر میزند ! خلاصه عشغولانه یک غول منحصر به فرد است با دریایی از احساس بشردوستانه ! تازگی ها برای خودش یک آکادمی موسیقی راه انداخته و با پرندگان تمرین آواز می کند و یک پا موسیقیدان شده است . عشغولانه یک غول منحصر به فرد و کمیاب است و در دنیای خودش حسابی احساس خوشبختی می کند ... چون او با همه غولها فرق دارد ...
پ.ن : شما که سواد دارید ، لیسانس دارید ، روزنامه میخونید با بزرگون میشینید ، حرف میزیند ، همه چی میدونید شما که کلّت پره ، معلم مردم گنگ اید واسه هر چی که میگن جواب دارین ، در نمی مونید بگو از چیه که من دلم گرفته راه میرم دلم گرفته میشینم دلم گرفته گریه میکنم ، میخندم ، پا میشم ؛ دلم گرفته ! " محمد صالح اعلا " برچسبها: تصویر سازی, طراحی شخصیت, طراحی کارکتر, داستان, دلنوشته [ ] [ ] [ مهشید رجائی ]
پ.ن 1 : بعد از یک ماه کار مداوم بالاخره موفق شدم آپ کنم ... کاش تا پایان سال کار ادامه داشته باشه!! پ.ن 2 : یه طراحی شخصیت که پارسال انجام دادم ! برچسبها: تصویر سازی, طراحی شخصیت, طراحی کارکتر [ ] [ ] [ مهشید رجائی ]
|
||
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] | ||