::: تولد یک فرشته :::

سلام به همگی دوستای گلم :
آپ ایندفعه م یه بهوونه ی خیلی بزرگی داشت . اونم تولد اونی که خیلی دوسش دارم . یه نقاشی با موضوع تولد کشیدم اونم با عجله ! می دونم که چیز تعریف داری نشده ولی حداقلش اینه که با یه دنیا عشق و علاقه کشیدمش . امیدوارم که خوشش بیاد . از همین جا این نقاشی رو با یه آسمون ستاره و یه سبد گل رز قرمز تقدیم می کنم به دل آسمونی و بزرگش و میگم :
عزیز دل مهشید ! ۲ شهریور سالروز قشنگ تولدت مبارک ! مبارک ! مبارک !

گذشته از جشن تولد ۲ تا نقاشی دیگه هم توی این هفته طراحی کردم .
این یکی که می بینید یه نقاشی حسیه ! البته شاید حال و هوای طراحیش به موضوعش نخوره. ولی با کشیدن این تصویر می خواستم بگم که گاهی میشه حتی با فاصله عاشق شد و کسی رو دوست داشت . وقتی طرحشو میزدم یاد یه جمله از سهراب سپهری افتادم که میگه :
" و عشق صدای فاصله هاست . فاصله هایی که غرق ابهامند . "
واسه ی همین اسم این نقاشی رو گذاشتم " صدای فاصله ها ".

و حالا آخرین نقاشی !
راستش داستان این نقاشی بر می گرده به یکی از کارتونهایی که توی بچه گی هام نگا می کردم . یه پسرک کوچولو که شبا یه ستاره از آسمون میومد پایین لب پنجره ی اتاقش و بهش یه بادکنک می داد و پسر هر شب با باد کردن اون بادکنک توی آسمون شب می گشت و با ستاره ها کلی بازی و شیطنت می کرد . همیشه دوست داشتم یه طرحی که با موضوع اون کارتون شبیه باشه بزنم و اینو کشیدم .

خب ! اینم از نمایشگاه ایندفعه . امیدوارم همه بخصوص بعضیا خوششون اومده باشه . بازم بر میگردم.
پس فعلا تا بعد ...
