تبليغاتX
دارم از چشمان تو تصویر سازی می کنم

دارم از چشمان تو تصویر سازی می کنم

:::----- خاطرات کودکی ------:::

 

سلام به دوستای گلم :

ایندفعه با دست پر اومدم

لطفا دوستای صاحب فن و هنرمندم حتما بهم نقاط ضعف و قوت کارامو بهم بگن . چون واسه ی ادامه ی این راه برام خیلی مهمه !

اولی:

این کارو واسه پاییز طراحی کردم . چون با حال و هوای این روزا جوره !

دومی :

یه روز بارونی رو نشون میده که آدم دلش از دست ابرا میگیره و میخواد یه جوری خورشید و نجات بده !

سومی :

این نقاشی مثه خوابای خودم میمونه ! پر از تخیلات و تصاویر عجیب و غریب ! این یکی رو خودمم خیلی دوسش دارم .

چهارمی :

اما داستان این نقاشی بر میگرده به بچه گی های خودم ! کوچولو که بودم با خودم فک می کردم شبا که میخوابیم خورشید کجا میره ؟ بعد با خودم می گفتم شاید میاد تو اتاق و پشت پنجره میمونه تا صبح بشه ! ( هر کی منو نشناسه به عقلم شک می کنه !)

و پنجمی :

اینم یکی دیگه از همون تخیلات کودکانه ست که گاهی دلت می خواد همه ی زندگیتو بدی تا برگردی به همون موقع ها که حتی می تونستی با پروانه ها پرواز کنی !

خب!

اینم از آپ ایندفعه ! امیدوارم که خوشتون اومده باشه ....

بازم میگم هر کی هر طور با هر زبون و هر روشی و هر راهی که سراغ داره واسه بهتر شدن کارام راهنماییم کنه !

تا بعد ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهشید رجائی  |